تبليغاتX
آیه های قدیمی...
و مرگ پایان خیانت پدرانی ست که هوس در عمق جانشان پینه بسته .....

حق السکوت چشم هایت چقدر بود


که قلبم را نادیده گرفتی...

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 21:36  توسط م.م.ن  | 

هربار سکوتم را می بینی

غافل از اینکه

عادتم بی صدا شکستن است...

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 11:53  توسط م.م.ن  | 

انگار هیچ وقت
هیچ وقت، قسمت نمی شود
تا دوباره ،تا همیشه
در دورتر ها زندگی کنم
در دورتر ها بمیرم ودر دورترها...
همان دورترهایی که پر بود از گریه
پربود ازدروغ های شش ساله
وپر بود ازوحشت و بی خوابی داستان های جن و پری

همان دورتر هایی که
مادرم هنوز بوی جوانی می دادو
پدرم هنوز مرد رویا ها بود.
انگار هیچ وقت
هیچ وقت، قسمت نمی شود
تا دوباره ،تا همیشه
من باشم وتو باشی و
شرجی های ظهر تیر ماه ...
همان شرجی هایی که بودو نبودش
وقتی که یخمک های رنگی
در دستمان بود،فرقی نمی کرد.
راستی من دلم برای عید و لباس نو تنگ است
انگار هیچ وقت
هیچ وقت، قسمت نمی شود
تا دوباره ،تا همیشه
روبروی تو بنشینم

وبی خجالت از نگاه توو
بی خجالت از نگاه تمام آدم بزرگها
برای هیچ وپوچ گریه سر کنم
راستی من دلم برای گریه های تو هم تنگ شده
اصلا من دلم برای
تمام دروغ های شش ساله و
تمام یخمک های رنگی و
تمام شرجی های ظهر تیر ماه تنگ شده...
اما انگار،این روزها

گریه کردن کار زشتی است
اما انگار،این روزها

آدم بزرگ ها دیگر طاقت شرجی ها را ندارند
انگار زود تر از کوره در می روندو
انگاردروغ هایشان هم مثل خودشان بزرگ شده
راستی دلشان هم برای
هیچکس وهیچ چیز تنگ نمی شود
وانگار هیچ وقت
هیچ وقت، قسمت نمی شود
تا دوباره ،تا همیشه
در دورتر ها زندگی کنم
در دورتر ها بمیرم ودر دورترها...



+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 1:0  توسط م.م.ن  | 

روسپي پير

روسپي گرسنه

در انتظار سخاوت جاده...؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 10:4  توسط م.م.ن  | 

حالا کنار من هم که نباشی

به رسم ساده دلی این دل بی خبر
تا قیام قیامت در دلم هوا هوای شماست
حالا کنار من هم که نباشی
همین که این پنجره و
این چشم های پینه بسته
به انتظار دوباره دیدنت
باز وبسته می شوند
حالا کنار من هم که نباشی
همین که هستی و
همین که خدا هست
دیدارمان بماند برای روزی که عاشق شدی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 13:43  توسط م.م.ن  | 

گذشتم
بی حوصله تر از ثانیه
از کنار خیابانهایی عریض
از جوار رنگ ها ولعاب ها

واز کنار خنده هایی کاذب

رسیدم
تازه تر از خورشید

به کوچه هایی ساده وخاکی
به صورت هایی بی آلا یش
وبه تبسم هایی پاک وبی ریا
در سرم پر بود از هوای بی کسی ودر دلم پر شد از هوای عاشقی
.
یک لحظه یک خیال
شاید خدا باشد
....
شاید خدا ساکن همین حوالیست

احتمالا هست،
که مردم این دور وبر
اینگونه از شرم حضورش
هرشب
هر روز
دوره میکنند

صداقت را

نجابت را
و عاشقی را
...
راستی اینجا
دور از ساختمان های چند طبقه

در این کوچه های خالی از اسم ورسم
در این رضایت وخستگی وسکوت
ودر این صورت های سوخته از آفتاب
انگار خدا ملموس است
انگار خوبی ها بی قیدوشرط است
وانگار اینجا آدمی همسایه ی خداست
اما حیف
ای کاش گذشتن
رسیدن
ودر جوار سادگی ها عاشق شدن

مفهوم مانــــــــــــــــــــــدن بود...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 19:57  توسط م.م.ن  | 

 

دوباره حضور گيج يك عابر

و قدم هاي سردش

به اميد يك نگاه گرم

***

احتمالاً نمي داند

نام اين كوچه

بن بست آزادي ست .

                          

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 20:1  توسط م.م.ن  | 

تو كه نبودي

خيلي چيزها عوض شد

-كتاب فارسي

-بابا

-دارا

-كبري

تو كه نبودي

خيلي چيزها عوض شد

بابا مثل سابق نيست

دارا دنبال نان حلال است

كبري بزرگ شده است

كبري ديگر دنبال

كتاب باران خورده نيست

كبري تصميمش را گم كرده

پدر غمگين است

دارا خسته است

و آن مرد

آن مرد كه

نه در باران

و نه با اسب

و اصلاً هيچ وقت ديگر هم نيامد

و تو

تو كه نبودي

خيلي چيزها عوض شد .

مهر 79

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 19:50  توسط م.م.ن  | 

رفتن
کلمه یی که به آن رسیدی.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 20:40  توسط م.م.ن  | 

 

 

اين اطاق

چقدر شبيه به تابوت شده

علي الخصوص حالا

كه اميدي به آمدنت نيست

و من

در انجماد اين دقايق

بيشتر و بيشتر فشرده مي شوم

نمي دانم

نمي دانم،دلتنگ هستم

و يا نيستم

ولي امروز جمعه بايد باشد

و تمامي اين ها حقيقت

ولي حرف هايم

هذيان دم مرگ نيست

هر چند مسافر باشم

آن هم به سوي جاده ايي

كه در انتهايش تو

با همان

يك جفت چشم قهوه ايي

در انتظار من ايستاده ايي.

فروردین 80

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 20:32  توسط م.م.ن  | 

 
کد شماره ی 1         قرار دادن سایت شما در Home Page شخص مقابل