شعر که نمی اید
شاعر تعطیل می شودو
طناب دار محکم
قیمت زنده بودنش
ترس از مرگ می شودو
قیمت با تو بو دنش مرگ...
تو که نباشی
افاقه ایی نمی کند
خدا باشد ـ یا نباشد....
عروس خواب های هجده سالگی
از اخرین بدرقه
از اخرین دیدار
واز تلاقی بوسه هایی که در باد فر ستا دیم
برایت حرفها دارم
بانوی شعر و سرنوشت های شوم
شکوه خنده های مکرر نشده
از نجابتی که بر لب هایم نشست و
از دوستت دارم هایی که نا گفته ماند
برایت حرف ها دارم
دلیل مطلق سکوت وبغض های شبانه
از عشق و غروری که در هم آمیختواز سکوتی که دامن گیرم شد
برایت حرفها دارم
عروس خواب های هجده سالگی
بانوی شعروسرنوشت های شوم
شکوه خنده های مکرر نشده
دلیل مطلق سکوت وبغض های شبانه
از پرسه های بی امیدو
از رویایی که در ازدحام خیابان گم شد
برایت حرفها دارم
برایت نا گفته ها دارم...
من قد کشیدم در کنار خیابان هایی
که پسرانش
که دخترانش
در نگاه هایشان
در سکوتشان
لذت بوسه ی نگرفته را می چشند
من قد کشیدم در جوار کوچه هایی
که دختران همسایه
در دل اسمان بی ستاره اشان
و در نگاه مردان کوچک کوچه
خیال عاشقی های پنهانی را دارند
من قد کشیدم در کنار درد
در جوار عا شقی های پنهانی
ودر استخاره ی چشمان تو شاعر شدم...
دور از کور ه ی نفس های تو
دور از پیچ وخم اغوش تو
ساده از کنارم گذشت
ساده از کنارش گذشتم
دور ازسمفونی داغ دوستت دارم ها
دور از انگشت های کشیده ی تو
دور از ما
دور از زندگی
دور از لحظه های ناب بی حجاب
ساده از کنارم گذشت
ساده از کنارش گذشتم
پر ماندم از انتظارو
پر ماندم از خیال دوباره دیدنت
دریا دل بودم
و
پر از هوای دلتنگی...
راستی اگر خیال بر گشتن را نداری
به لحظه های ناب وجوانی
که ساده از کنارم گذشت و
به دقیقه هایی که ساده از کنارشان گذشتم
سلامی از جنس دوستت دارم های ناخواسته برسان ..........
هر بار
سکوتم را می بینی
غافل از اینکه
عا دتم - همیشه بی صدا شکستن است.